+ اسباب کشی
همین روزا قراره اسباب کشی کنیم مستاجر قبلی خونه عاشق رنگ نارنجی بوده همه در و دیوارو از طیف نارنجی استفاده کرده حتی کابینت ها هم نارنجی هستند
به نظرم جالب اومد به همسری گفتم همین رنگ باشند فعلا چند روزی تعمیرات داره بعد میریم داخلش یه اتفاق جالب اینکه یه هفته پیش یه میز ناهارخوری گرفتیم با کفی صندلی نارنجی من می خواستم سیسمونی نی نی رو نارنجی بگیرم حالا با این همه رنگ نارنجی افتادم تو شک من دنبال یه طرح خوب واسه اتاق نی نی می گردم همچنین می خوام بدونم واسه نی نی باید چیا خرید اگه بتونید راهنماییم کنید کلی خوشحال می شم
+ جنسیت نی نی
امروز صبح زود پا شدیم رفتیم واسه اون دکتر معروفه وقت بگیریم بهم نوبت سونو داده قراره نتیجه سونو قبلی رو هم نشونش بدم خدا کنه نی نی سالم باشه کلی باهاش حرف می زنم این هفته مشغله کاریم زیاد بود بچمو خیلی اذیت کردم
هزار بار ازش خواستم منو ببخشه مستر هر روز باهاش حرف می زنه بعضی موقع ها بهش می گم چرا الان باهاش حرف نمی زنی می گه خوابیده سرو صدا نکن
گاهی هم که از دستم شاکیه به نی نی چقولی می کنه که چه مامان بدی داری
دو روز از دست مستر خیلی شاکی بودم
اون هم اعصاب نداره سر به سرم می ذاره یه شب بیرون بودیم اصلا باهاش حرف نزدم نصف شب هم از خواب بیدار شدم اومدم تو سالن شروع کردم به گریه کردن
از خواب بیدارشد منو بزور خوابوند صبح می گفت دیشب چت بود می خواستم بگم از خودت بپرس
زود رنجی من به خاطر حال و روزمه اونم گاهی کنترل از دستش خارج می شه و رعایتم نمی کنه یه روز ریشه همه این ناراحتی ها رو می نویسم
امروز ساعت 30/12 نوبتمه واسه دکتر من که دل تو دلم نیست
ظهر رفتیم دکتر کلی معطل شدیم تا من رفتم داخل دکتره کارش خیلی خوب بود به طور کامل همه جای بدن نی نی رو چک کرد مونیتورش کنارم بود خودم هم می دیدم بعضی جاها من تشخیص نمی دادم چیه ولی بعضی جاهای دیگه رو می دیدم یه موجود کوچولو رو دیدم که خودش جمع کرده و ستون فقراتش کاملاً مشخص
بود
از خانم دکتر جنسیتشو پرسیدم ، کلی پروب را چرخوند که خودم رو مونیتور دیدم گفتم : پسره ،گفت :آره
کلی ذوقیدم
دکتر می خواست از نیمرخش سونو کنه نی نی سرشو نمی چرخوند یا خلاف جهت می چرخوند خانم دکتر می گفت : چه مغروره معلومه چون پسره اینقدر با پروب زد رو شکمم که سرشو چرخوند
از اطاق که اومدم بیرون مستر کلافه بود گفت چی شد خوب بود سالم بود گفتم : شکر خدا مشکلی نداشت
گفت : معلوم شد چیه ؟ گفتم :سورنا (یکی از اسمهای منتخب ما واسه پسر سورنا است ) گفت : پسره کلی ذوق زده شد هر چند می دونم دختر بیشتر دوست داره خوشان خوشان رفتیم خونه من به مامان اینا خبر دادم اونم به مامانش اینا خدا رو شکر به خیر گذشت

